احمد بن محمد ميبدى

203

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

66 - وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً . اگر ما بر آنان مىنوشتيم كه خود را بكشيد يا از خان‌ومان خود به دور شويد ، نمىكردند جز اندكى از آنان و اگر ايشان به آنچه پند داده مىشدند عمل مىكردند بر ايشان بهتر و سخت‌تر و برجاىمانده‌تر بود ! 67 - وَ إِذاً لَآتَيْناهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْراً عَظِيماً . اگر چنان كرده بودند كه ما دستور داديم ، هرآينه از نزد خود مزدى بزرگ به آنان مىداديم ! 68 - وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً . و هرآينه ايشان را به راه راست رهنمائى مىكرديم . 69 - وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً . هركس خدا و رسول را فرمان برد ، فردا با نواختگان حق كه خدا با ايشان نيكوئى كرده از پيغمبران و راست‌گويان و برخيان و درستكاران محشورند و اينان بهترين و نيكوترين هم‌نشين هستند . 70 - ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ عَلِيماً . اين فضل از سوى خداوند است و نيك خداى دانا بسنده است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 64 - وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ . آيه . اين آيت اشارت است به بزرگوارى منزلت محمّد نزد خداوند و خلعتى است از خلعتهاى كرامت كه خداوند به وى داد كه واسطه را از ميان برداشت و حكم او را با حكم خود برابر كرد تا آنكه رضا به قضاى الهى ، سبب يقين خداپرستان ، و رضا به حكم پيغمبر او ، سبب ايمان مؤمنان است و تا جهانيان بدانند كه اطاعت از رسول اطاعت از حق تعالى است ، و فعل رسول وحى حق ، و بيان رسول راه حق ، و عمل رسول حجّت حق ، و شريعت رسول ملت حق ، و حكم رسول دين حق ، و متابعت رسول دوستى حق است ، و حق فرمود : بندگان من ، اگر خواهيد كه شما را به دوستى خود راه دهم و به بندگى بپسندم ، بر پى رسول ما رويد و كمر متابعت او را بر ميان بنديد و حكم ما را بىمعارضت به جان و دل قبول كنيد و تن فراداده و دل سپرده و گردن نهاده و خويشتن را تسليم آن حكم كنيد و هيچ تنگى و حرجى به خود راه ندهيد ، نمىدانيد كه كارها همه در پى ما بستند و اين دو سراى در كوى ما پيوستند ؟ زهى رتبت و دولت ، زهى كرامت و فضيلت ، كرا بوده از عهد آدم تا امروز چنين فضل تمام و كار بنظام ! به عزت آسمانى و به فرّ خدائى ، ركن دولت شرع او در اين گيتى عامر ، حكم وى عالى و نواى وى مستولى ، و در آن گيتى آواى وى متعالى . در هر دل از وى چراغى بر هر زبان از وى داغى ، در هر دل از وى نوائى و در هر سر از وى آوائى ، و در هر جان او را جائى ؟ ار تو پندارى تو را لطف خدائى نيست هست * بر سر خوبان عالم پادشاهى نيست هست ؟ 69 - وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ . آيه . مفسران نوشته‌اند : ثوبان از صحابهء خاص رسول بود و بواسطهء دوستى و علاقه‌اى كه به پيغمبر داشت بسيار نزار و ناتوان شده بود ! پيغمبر سبب پرسيد ؟ و گفت مگر رنج بسيار بر خود مىنهى كه چنين نزار شده‌اى ؟ مگر آرزومند باشى ؟ ثوبان از شنيدن اين كلمه چشمش پرآب گشت و به زبان حال گفت : چندم پرسى چرا رنجانى ؟ * حقا كه تو حال من ز من به دانى هجران تو پيرايهء غم‌خوارى ما است * سوداى تو سرمايهء هشيارى ما است